عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )
207
الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )
الرّفهة » « 62 » و همانا از آن جهت حيوان دور از بچه به ناله در مىآيد ( تحانّت الولهة ) كه فرزندانش از او جدا شدهاند ، و بىخردان از آن جهت بر يكديگر مىجهند كه در وفور نعمت شير و خرما قرار گرفته و در نتيجه سرخوش گرديدهاند . شاعر گفته است : [ از بحر رجز ] 560 يا ابن هشام أهلك النّاس اللّبن * فكلّهم يبدو بقوس و قرن و آنگاه كه سبكسران از جاى مىجهند ، فراخى زندگى و نعمت كم مىشود ، و ايشان ( عرب ) به سبب ترس از شبيخون ، به حفظ اموال و جمعآورى چارپايانشان نيازمند مىشوند ، و طلوع ستاره جبهة الاسد چهار شب گذشته از ماه آب ، و همراه با ستاره سهيل است . ديگر ( از منزلهاى ماه ) « الزّبرة » « 63 » و آن كاهل الاسد « 64 » مىباشد و آن عبارت از دو ستاره نورانى دنبال جبهة الأسد است ، و ميان آن دو به اندازه يك تازيانه فاصله است ، و به مويى كه پشت سر شير هنگام خشم بلند مىشود « زبرة الأسد » اطلاق مىگردد ، و پايين آن دو ستاره ، ستارههاى كوچكى مىباشد كه گفته مىشود آنها « شعر الأسد » است ، و به سبب وجود آن ستارههاست كه « الزّبرة » ناميده شده است ، و طلوع آن چهار شب مانده از ماه آب است ، و هنگام طلوع آن ، ستاره سهيل در عراق ديده مىشود . ديگر ( از منزلهاى ماه ) الصرفة است ، و آن يك ستاره نورانى دنبال زبرة الأسد است ، و نزد آن ستاره كوچك كورى است كه مىگويند « قنب الأسد » ، يعنى غلاف نرى شير ، و به آن سبب « الصرفة » ناميده شده كه هنگام طلوع آن ، گرما بر مىگردد .
--> ( 62 ) - همان مرجع و همان صفحه ملاحظه شود . ( 63 ) - الزّبرة : موى انبوه حيوان نر و شير و جز آن دو ، و ستارهاى است از منزلهاى ماه كه به سبب شباهت به موى انبوه شير « زبره » ناميده شده است . ( لسان العرب ( زبر ) ) ( 64 ) - الكاهل : ميان دو شانه ، يا محل وصل گردن به پشت ( دوش يا بن گردن ) المعجم الوسيط ، حرف « كاف » . - م .